ساير بخش ها کتابخانه جدید پرسش و پاسخ مسابقات کتابخانه درس هايي از قرآن تفسير نور
اخبار
اخبار
بزرگترین آیه‏ قرآن، آیه حقوقی است / جای حقوق در نهج البلاغه و حقوق در فقه خالی است
2016-02-03 : تاریخ درج
در دومین روز از دهه مبارک فجر پنجمین محفل حقوقدانان بسیجی شامگاه روز سه شنبه 13 بهمن با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در حسینیه فاطمة الزهراء تهران برگزار شد.
 

در این جلسه حجت الاسلام قرائتی با تشریح مهم‌‌ترین آیه‌‌ی حقوقی قرآن، به برخی نکات موجود در این آیه اشاره کردند و گفتند:
ما باید از جنبه‌ها و نگاه‌های مختلف به قرآن بنگریم. مثالی بزنم، اگر از خیابانی سال‌ها بگذریم و قصدمان شمارش درخت‌های آن نباشد، از ما سؤال شود که چه تعداد درخت در آن وجود داشت، از پاسخ به آن معذوریم، چون باید با هدف شمارش درخت قدم برنداشتیم. اسلام و قرآن فقط دستورالعمل نماز و روزه نیست و در مسایل مختلف حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد.

معاد در قرآن، سیمای سیاست در قرآن، سیمای انسان در قرآن، شهر و مسکن در قرآن مباحثی است که خود بنده به آن پرداخته‌ام. با قصد حقوقی به تفسیر نور نگاه شد و 2700 نکته‌ی حقوقی از آن استخراج شد. حقوق اسلام امتیازات بسیاری دارد. شما به عنوان حقوقدان باید با آیات و روایات حقوقی آشنا شوید.
 
 
بزرگترین آیه‏‌ی قرآن، آیه‌‌ای است كه درباره‌‏ی مسائل حقوقی ونحوه‌‏ی تنظیم اسناد تجاری می‏باشد. این آیه نشانه‌‏ی دقّت نظر وجامعیّت اسلام است كه در دوره جاهلیّت و در میان مردمی عقب افتاده، دقیق‏‌ترین مسائل حقوقی را طرح كرده است.
در آیه 282 سوره‌ی بقره خطاب به مؤمنین می‌‌فرماید:
ای كسانی كه ایمان آورده‌‏اید! هنگامی كه بدهی مدّت داری (بر اثر وام یا معامله) به یكدیگر پیدا می‌‏كنید، آنرا بنویسید. و باید نویسنده‌‏ای در میان شما به عدالت (سند را) بنویسد. كسی كه قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن خودداری كند، همانطور كه خدا به او تعلیم داده است. پس باید او بنویسد و آن كس كه حقّ بر ذمّه او (بدهكار) است املا كند و از خدایی كه پرورگار اوست بپرهیزد و چیزی از آن فروگذار ننماید. و اگر كسی كه حقّ بر ذمّه اوست، سفیه یا (از نظر عقل) ضعیف و یا (به جهت لال بودن) توانایی بر املا كردن ندارد، باید ولی او (بجای او) با رعایت عدالت (مدّت و مقدار بدهی را) املا كند و دو نفر از مردان را (بر این حقّ) شاهد بگیرد و اگر دو مرد نبودند، یك مرد و دو زن از گواهان، از كسانی كه مورد رضایت و اطمینان شما هستند (انتخاب كنید) تا اگر یكی از آنان فراموش كرد، دیگری به او یادآوری كند. و شهود نباید به هنگامی كه آنها را (برای ادای شهادت) دعوت می‏‌كنند خودداری نمایند. و از نوشتن (بدهی‏های) كوچك یا بزرگِ مدّت‏دار، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید،) این در نزد خدا به عدالت نزدیكتر و برای ادای شهادت استوارتر و برای جلوگیری از شك و تردید بهتر می‌‏باشد. و هنگامی كه خرید و فروش (نقدی) می‏‌كنید، (باز هم) شاهد بگیرید و نباید به نویسنده و شاهد (به خاطر حقّگویی) زیانی برسد (و تحت فشار قرار گیرد) و اگر چنین كنید از فرمان خداوند خارج شده‌‏اید و از خدا بپرهیزید و خداوند (راه درست زندگی را) به شما تعلیم می‏‌دهد وخداوند به هر چیزی داناست.
 
 
 
خداوند زمانی که می‌‌خواهد مسؤولیتی را واگذار کند، به بهترین صورت مؤمنین را خطاب قرار می‌دهد و می‌‌گوید: ای كسانی كه ایمان آورده‌‏اید!
ما سه نوع «اگر» در عربی داریم: «إِذَا»، «لَوْ» و «إِنْ»! «إِذَا» اگری است  که حتماً واقع می‌شود، مانندً: «إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا» (زلزال/1) یعنی حتماً زلزله قبل از قیامت می‌شود. در این آیه می‌فرماید: «إِذَا تَدَايَنْتُم» یعنی بدهی هر چقدر هم کم و کوچک باشد، حتماً باید نوشته شود. «فَاكْتُبُوهُ» به دلیل وجود «ف» یعنی فورا نوشته شود و به تأخیر نیفتد. زمانی این آیه نازل شد که در کل جزیرة العرب هفده باسواد بیش‌‌تر وجود نداشت.
در این آیه ویژگی‌‌های نویسنده و کاتب، بدهکار، طلبکار، تعداد شهود، ولیّ، عدالت و... به دقت آورده شده است.
این آیه به ما می‌‌گوید که در مسایل حقوقی از کاغذبازی خسته نشوید. در قرآنی که رکعات نماز، تعداد تکرار طواف و جزئیات بسیاری از واجبات وجود ندارد، به حق الناس که می‌‌‌رسد ریزترین جنبه‌‌هایش را با جزئی‌‌ترین مسایل بیان می‌کند.

جای حقوق در نهج البلاغه، حقوق در فقه، حقوق در ادعیه، حقوق نماز، حقوق روزه و... خالی است. بیایید به عنوان حقوقدانان بسیجی تصمیم بگیرید در این زمینه کاری کنید. باید کار نو شود. باید یک دور اسلام شناسی بخوانیم. به مدارک و لیسانس و فوق لیسانس تکیه نکنیم. به این علوم مغرور نشویم که قرآن می‌‌فرماید: «وَ ما أُوتيتُمْ‏ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَليلًا» (اسراء/ 85) و جز اندكی از دانش به شما نداده‏‌اند.
 

 

ما از قرآن خیلی فاصله گرفته‌‌ایم. اخیراً شنیده‌ام که در مقابل دادگستری‌ها افرادی ایستاده‌اند و پول می‌گیرند و شهادت می‌دهند. شهادت‌های کیلویی! این تجاوز حقوقی است. هیچ زمانی مثل دنیای امروز که پر از حقوقدان و دکترای حقوق، حق ضایع نمی‌شود. دنیایی که قاضی آن در ظلم صدام شک می‌کند؟ این حقوق بشری‌ها کجا هستند؟ آیا کسانی که در منا جان باختند، انسان نبودند؟
افتخار ما این است که بزرگترین آیه‏ی قرآن، آیه‌ی حقوقی است. حقوقی در اسلام مطرح است که در هیچ کجای دنیا مطرح نیست. بزرگ‌ترین نامه‌ی حضرت علی(ع) به مالک اشتر، نامه‌ای سیاسی است. دهه‌ی فجر است!!! می‌شود گفت که دین از سیاست جداست؟ ما پانصد آیه‌ی سیاسی در قرآن داریم. کسانی که ادعا می‌کنند: دین از سیاست جداست، با این آیات چه می‌کنند؟

در این ایام خاطره‌ای حقوقی از امام برایتان بگویم. حضرت امام خمينی (ره) وقت ظهر، آمد در سالنی نماز بخواند. وقتی خواست وارد سالن بشود، ديد مقابل درب سالن خيلی كفش است و كفش‌‏ها هم همه بغل هم بودند. يك خورده به كفش‏‌ها نگاه كرد و برگشت، گفتند: آقا مردم منتظر نماز جماعت هستند، ایشان فرمود: اگر من بخواهم نماز جماعت بخوانم بايد پا روی اين كفش‏‌ها بگذارم، درست نيست. من شبهه می‌‌کنم از اینکه پا روی کفش مردم بگذارم. گفتند: آقا كفش‌‏ها را كنار می‌‏گذاريم! فرمود: كفش‏‌ها بهم بریزد كه برای من راه باز كنید؟ اين‏ها وقتی برمی‌‌گردند كفش‌‌هايشان درهم می‏‌شود، وقتشان تلف می‌‏شود و من ضامن تلف شدن عمر مردم می‌‌شوم. بگوييد مردم نمازشان را فردی بخوانند. من جماعت نمی‏‌خوانم‏.

از امیرالمؤمنین(ع) بگویم. زنی دو بچه و سه عدد خرما داشت. یک خرما به یکی و خرمای دیگری را به دیگری داد. خرمای سوم را خیلی بادقت نصف کرد و به بچه‌ها داد. حضرت امیر(ع) فرمود: تو به دلیل دقت و عدالتی که داری اهل بهشت خواهی شد.

امیرالمؤمنین(ع) در نامه‌ی 25 نهج البلاغه به مسؤول زکات فرمان می‌دهد، تو که می‌‌خواهی زکات بگیری، شترهایی را که به عنوان زکات گرفته‌‌ای به عدالت سوار شو. یعنی حتی حقوق حیوانات به طور کامل باید مراعات شود. اگر ده ساعت می‏‌خواهی سوار شوی و بيست شتر داری، هر شتری را نيم ساعت سوار شو. حق نداری يك ساعت سوار يك شتر بشوی و نيم ساعت سوار شتر ديگر! «وَ لْيَعْدِلْ بَيْنَ‏ صَوَاحِبَاتِهَا فِی ذَلِكَ وَ بَيْنَهَا» (نهج‏البلاغه، نامه، 25) در کدام قانون و دادگاه دنیا چنین حقوقی مطرح است؟

در حقوق سن و سال هم مطرح نيست‏. پيغمبر ما آب ميل كردند. مقداری آب در ظرف بود. يك بچه كنار پيغمبر نشسته بود. گفت: آقا! بقيه‏ آب‏ را به من بده تا بخورم. تا حضرت خواست كه بقیه آب را به این بچه بدهد، يك عده پيرمرد آن طرف نشسته بودند. گفتند: آقا به ما بده. فرمود: چون اول ايشان گفته است، نوبت ايشان است. اگر ايشان اجازه داد، به شما می‏‌دهم. بعد گفت: آقاجان اجازه‏ می‌‏دهی آبی كه تو خواسته‌‏ای به اين آقايان بدهم؟ فرمود: نه. و پیغمبر آب را به آن کودک داد.

اسلام دین جامع است. شما هم به دنبال کار میلیاردی باشید. حتی در دعا، دید اولیاء الله ديد عام است. می‏‌گويد: «اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِيرٍ اللَّهُمَّ أَشْبِعْ كُلَّ جَائِعٍ اللَّهُمَّ اكْسُ كُلَ‏ عُرْيَانٍ‏ اللَّهُمَّ فُكَّ كُلَّ أَسِيرٍ» يعنی به همه فقرا، همه مريض‌ها، همه بی‏خانه‌‏ها، همه بی‏همسر‌ها، همه بی‌‏بچه‌‏ها، همه بي‌كارها... ديد وسیع است. روح بزرگ، همه را می‌‏بيند، روح كوچك فقط خودش را می‏‌بيند. در نماز كلمه (من) نيست، كلمه (ما) ست. نمی‌‏گوييم: «اهدنی» می‌‏گوييم: «اهْدِنَا» «السلام علی» نيست، «السَّلَامُ عَلَيْنَا» است.
صدقه که می‌‏دهید فقط برای سلامتی خودتان ندهید، برای سلامتی همه حتی همه‌‌ی موجودات بدهید. خاطره‌‌ای بگویم. در هواپیما نشسته بودم. برای خلبان آیت الکرسی می‌‌خواندم. گفتند: این خلبان کمونیست است. گفتم: خوب کمونیست باشد. اگر او بیافتد من هم می‌‌افتم. همه‌‌ی هستی به هم مربوط است.
يكی از بركات ازدواج توسعه نگاه است. آدمی كه همسر ندارد، خودش را می‏‌بيند. خودم، كتم، شلوارم، كفشم، كيفم، اما همین که ازدواج كرد می‌‏شود: خودم، پدرزنم، مادرزنم، بچه‏ام، خواهرزنم، باز می‌‏شود. انسان تا بی‌‏نهايت می‏‌تواند پرواز كند.

ما گاهی عبادتمان ضد حق است. گاهی خیال می‌‌کنیم که کارمان درست است.
وارد حرم امام رضا شدم خادم حرم گفت می‏‌خواهی امشب در حرم تا صبح تنها بمانی؟ گفتم بله از خدا می‌‏خواهم. حرم خالی شد، عبا را كنار ضريح مقدس انداختم، صورت را بر ضریح گذاشتم، به نظر خودم سيم‏ وصل‏ شد، شروع به حرف زدن كردم، وسط حرف زدن به ذهنم آمد كه آقای قرائتی!!! آیا می‏‌خواهی در باز شود، زوارها داخل بیایند؟ ديدم که نه، چنین چیزی را نمی‌‌خواهم. دیدم اين خودخواهی است. يعنی می‌‏خواهم من باشم و ديگران نباشند. همان وقتی كه خيال كردم به خدا نزديك می‏‌شوم، به خاطر خودخواهی دور شدم.
از خودمان بپرسیم که آیا حق نماز را ادا کردیم؟ در عمرمان دو رکعت نماز با توجه خوانده‌ایم؟ يكی از دوستان می‏گفت: می‌‏خواستم جايی بروم. ديدم بچه‌‏ای در مقابل خانه‌‌ای گريه می‏‌كند. گفتم: چه شده است؟ گفت: می‏‌خواهم اين زنگ را بزنم ولی قدم نمی‌‏رسد. گفتم: من برايت بزنم؟ گفت: نه مرا بلند كن تا خودم در را بزنم. گفت: او را بغل كردم. زنگ را كه زد گفت: حالا بيا با هم فرار كنيم. ما هم باید همه با هم توبه کنیم. بنده خودم را مقصر می‌‌دانم. به وظیفه‌مان عمل نکرده‌‌ایم. بیش از این که هست باید کار کنیم.
 
 
 
در پایان این مراسم حجت الاسلام والمسلمین قرائتی با حضور بر مزار شهدای گمنام به قرائت فاتحه پرداخته و یادشان را گرامی داشتند.